مهربان
Thursday 23 August 2007-1, 01:22 PM
فيلم "تهران خصوصي من" چند روايت شخصي از سه نسل زنان جامعه معاصر ايران است. اين فيلم با ارائه تصاويري زنده از زندگي خصوصي و محرمانه زنان عادي جامعه، به دور از كليشه ها و پيش داوري هاي رايج، بر راه دراز و ناهموار زن ايراني براي رسيدن به برابري و رهايي گواهي مي دهد.
[Only Registered Users Can See Links]
افسر شفيعي پس از پنج سال تحصيل سينما در سويس با دوربين به ميهن بر مي گردد تا با خانواده خود ديدار كند
اين مستند بلند را افسر سونيا شفيعي، مستندساز ايراني، به ياري همسر سويسي خود مارتين فراي ساخته است. فيلم پس از نمايش هاي پراكنده و شركت در چند جشنواره سينمايي اين هفته چند بار در كانال تلويزيون اروپايي "آرته" نمايش داده مي شود.
افسر شفيعي پس از پنج سال اقامت و تحصيل سينما در سويس با دوربين فيلمبرداري به ميهن خود بر مي گردد تا با خانواده خود ديدار كند. سفر به وطن و تجديد ديدار با خويشان به ثبت لحظاتي تكان دهنده از زندگي سه نسل از زنان خانواده او مي انجامد كه خود او هم در ميان نسل سوم قرار گرفته است!
نخستين ديدار زن جوان با خانواده در فرودگاه تهران، پس از سالها غربت و دوري از عزيزان، با شور و شوق زيادي همراه است. اما اين شادماني دوام چنداني ندارد و شالوده مقدمه "بي آزار" فيلم در بخش هاي بعدي درهم مي شكند. پوسته عاطفي بيروني آهسته كنار زده مي شود تا لايه هاي ژرف و پنهان واقعيت به چشم بيايد.
در طول فيلم تار و پود پيوندهاي خانوادگي كه به ظاهر از مهر و عاطفه سرشته شده، به تدريج از هم مي گسلد و شيرازه روابطي كه بر پايه سنت هاي "ازلي و ابدي" شكل گرفته است به سادگي از هم مي پاشد.
حسرت هاي ديرين زن ايراني
فيلمساز پس از ورود به تهران در نخستين فرصت، بنا به سنت آشناي ايراني، به ديدار بزرگان خانواده، پدربزرگ و مادربزرگ خود مي رود و از زوج سالخورده درباره انگيزه ها و ريشه هاي پيوندشان سؤال مي كند. اين نيشتري بر جان خسته و زجركشيده مادربزرگ است تا با بي باكي كم نظيري از خاطرات دور، حرمان ها و حسرت هاي خود بگويد. دملي چركين و ديرين ره باز مي كند و با درد و اشك بيرون مي ريزد.
[Only Registered Users Can See Links]
فيلمساز پس از ورود به تهران فورا به ديدار بزرگان خانواده، پدربزرگ و مادربزرگ خود مي رود
پيرزن در واپسين سالهاي زندگي بر عمر از دست رفته افسوس مي خورد، و تاراجگر اين عمر كسي نيست جز "يار و مونس زندگي" او، همسرش، همين پدربزرگ كه در كنار اوست و هنوز هم حاضر نيست از مزاياي ناموجه خود دست بردارد.
مادربزرگ را در سيزده سالگي شوهر داده و به خانه مردي فرستاده اند كه در زندگي هيچ مسئوليتي نمي شناخته و از همسر خود جز كلفتي و همخوابگي انتظاري نداشته است. زن نه تنها درد يك زناشويي تحميلي را صبورانه تحمل كرده بلكه تمام بار خانواده را به تنهايي به دوش كشيده است. از سالهاي گرانبهاي جواني چشم پوشيده تا بتواند "خانواده" را به سامان برساند. وجود او ذره ذره آب شده تا "كانون خانواده" گرما بگيرد.
در پلان بعدي فيلم و در گفتگوي فيلمساز با مادرش در مي يابيم كه تمام سنت هاي سنگين و خفت بار در زندگي مادر نيز عينا تكرار و "بازتوليد" شده است، تا به نسل بعد برسد، كه خواهر فيلمساز و خود او را در بر مي گيرد.
هدف فيلمساز از رخنه به اندروني خانه ها و كنكاش در پستوي خاطرات ارائه تصويري زنده و پويا از زندگي سه نسل زنان جامعه ايران است. فيلم با چند برش سنجيده نيروي شگرف و عظمت روحي "قهرمانان" خود را آشكار مي كند، تا شايد گرهي از كلاف سردرگم زندگي زن ايراني گشوده شود.
فراسوي كليشه هاي رايج
فيلم در تصوير زنان شهرنشين ايراني آگاهانه از دو كليشه رايج يا دو برداشت قالبي دوري مي كند.
نخستين ديدگاه به تصوير زن "عامي" ايراني بر مي گردد. "ضعيفه"اي كه در بند سنتها و عادت هاي ديرين زنداني است. موجودي زبون و "توسري خور" كه از دنياي تيره و تار خود هيچ آگاهي روشني ندارد.
[Only Registered Users Can See Links]
نخستين ديدار زن جوان با خانواده در فرودگاه تهران، پس از سالها غربت و دوري از عزيزان، با شور و شوق زيادي همراه است
دومين ديدگاه به برداشتي كليشه اي از "رهايي" مربوط مي شود كه زن ايراني را در هيئتي كلي در چارچوب نظريه ها و برداشت هاي نظري قالب گيري مي كند و لاجرم از نيازها و خواهش هاي او بيگانه مي ماند.
اهميت فيلم مستند "ديوارهاي شهر" يا "تهران خصوصي من" در اين است كه با فاصله گيري از الگوهاي خشك ذهني به خود زندگي رجوع مي كند. تاريخ و نظريه خاموش مي شود تا زنان بي واسطه زبان باز كنند و از دردي، نه تنها پنجاه ساله، بل هزاران ساله سخن بگويند.
فيلم با ارائه چند نمونه زنده نشان مي دهد كه زن ايراني با هر روز زندگي در تقلايي سخت و خستگي ناپذير با سرنوشت خود درگير بوده است. در جامعه مردسالار زير اين سرنوشت پشت خم كرده اما هرگز به آن تسليم نشده است. مردان او را به بند كشيده اما بر روح طغياني او دست نيافته اند. در درازناي سرگذشت رنج آلودش لحظه اي از ياد نبرده كه انساني طبيعي است و بايد حق برابر خود را از جامعه طلب كند.
فيلم نماهاي داخلي را با تعادلي مناسب و شايسته در كنار يا در تقابل با صحنه هاي بيروني زندگي شهري (در نمونه تهران) قرار مي دهد.
بيان مستند
رفتار دوربين به شكل ستايش انگيزي ساده، صميمانه و صبورانه است، به "سوژه" احترام مي گذارد و به تماشاگر اجازه مي دهد كه با گذار از تنش ها و هيجان هاي عاطفي به تصويري عيني (اوبژكتيو) و بي طرفانه برسد. روشن است كه هدف فيلمساز نه تحريك احساسات بلكه درك و شناخت موقعيت هاي زنده بوده است.
نوار صداي فيلم كاستي هايي دارد كه به شفافيت تصاوير آسيب مي زند. روايت هاي زنان در بيشتر موارد گويا و مؤثر و بي نياز از هر توضيحي است، اما با وجود اين گفتار توضيحي فيلم (كه دستكم در نسخه آلماني اصلا شيوا نيست) بي دليل وارد مي شود و به معناي واقعي كلمه، بيان تصويري را مختل مي كند. صداهاي فرعي، اثرات صوتي و به ويژه موسيقي بي هدف فيلم به دقت و صراحت تصاوير، كه وجه برجسته فيلم است، آسيب زده است.
شناسنامه فيلم:
نام فيلم: ديوارهاي شهر – تهران خصوصي من يا خانواده من در تهران
كارگردان: افسر سونيا شفيعي
فيلمنامه: افسر شفيعي و مارتين فراي
دوربين: مارتين فراي
با شركت: زهرا ضيابادي، مه لقا پور اسكندري، افسر شفيعي، سونا شفيعي، شهره شفيعي، سعيد شفيعي و...
كشور سازنده: سويس ۲۰۰۶
پخش بين المللي: مارس ۲۰۰۷
[Only Registered Users Can See Links]
افسر شفيعي پس از پنج سال تحصيل سينما در سويس با دوربين به ميهن بر مي گردد تا با خانواده خود ديدار كند
اين مستند بلند را افسر سونيا شفيعي، مستندساز ايراني، به ياري همسر سويسي خود مارتين فراي ساخته است. فيلم پس از نمايش هاي پراكنده و شركت در چند جشنواره سينمايي اين هفته چند بار در كانال تلويزيون اروپايي "آرته" نمايش داده مي شود.
افسر شفيعي پس از پنج سال اقامت و تحصيل سينما در سويس با دوربين فيلمبرداري به ميهن خود بر مي گردد تا با خانواده خود ديدار كند. سفر به وطن و تجديد ديدار با خويشان به ثبت لحظاتي تكان دهنده از زندگي سه نسل از زنان خانواده او مي انجامد كه خود او هم در ميان نسل سوم قرار گرفته است!
نخستين ديدار زن جوان با خانواده در فرودگاه تهران، پس از سالها غربت و دوري از عزيزان، با شور و شوق زيادي همراه است. اما اين شادماني دوام چنداني ندارد و شالوده مقدمه "بي آزار" فيلم در بخش هاي بعدي درهم مي شكند. پوسته عاطفي بيروني آهسته كنار زده مي شود تا لايه هاي ژرف و پنهان واقعيت به چشم بيايد.
در طول فيلم تار و پود پيوندهاي خانوادگي كه به ظاهر از مهر و عاطفه سرشته شده، به تدريج از هم مي گسلد و شيرازه روابطي كه بر پايه سنت هاي "ازلي و ابدي" شكل گرفته است به سادگي از هم مي پاشد.
حسرت هاي ديرين زن ايراني
فيلمساز پس از ورود به تهران در نخستين فرصت، بنا به سنت آشناي ايراني، به ديدار بزرگان خانواده، پدربزرگ و مادربزرگ خود مي رود و از زوج سالخورده درباره انگيزه ها و ريشه هاي پيوندشان سؤال مي كند. اين نيشتري بر جان خسته و زجركشيده مادربزرگ است تا با بي باكي كم نظيري از خاطرات دور، حرمان ها و حسرت هاي خود بگويد. دملي چركين و ديرين ره باز مي كند و با درد و اشك بيرون مي ريزد.
[Only Registered Users Can See Links]
فيلمساز پس از ورود به تهران فورا به ديدار بزرگان خانواده، پدربزرگ و مادربزرگ خود مي رود
پيرزن در واپسين سالهاي زندگي بر عمر از دست رفته افسوس مي خورد، و تاراجگر اين عمر كسي نيست جز "يار و مونس زندگي" او، همسرش، همين پدربزرگ كه در كنار اوست و هنوز هم حاضر نيست از مزاياي ناموجه خود دست بردارد.
مادربزرگ را در سيزده سالگي شوهر داده و به خانه مردي فرستاده اند كه در زندگي هيچ مسئوليتي نمي شناخته و از همسر خود جز كلفتي و همخوابگي انتظاري نداشته است. زن نه تنها درد يك زناشويي تحميلي را صبورانه تحمل كرده بلكه تمام بار خانواده را به تنهايي به دوش كشيده است. از سالهاي گرانبهاي جواني چشم پوشيده تا بتواند "خانواده" را به سامان برساند. وجود او ذره ذره آب شده تا "كانون خانواده" گرما بگيرد.
در پلان بعدي فيلم و در گفتگوي فيلمساز با مادرش در مي يابيم كه تمام سنت هاي سنگين و خفت بار در زندگي مادر نيز عينا تكرار و "بازتوليد" شده است، تا به نسل بعد برسد، كه خواهر فيلمساز و خود او را در بر مي گيرد.
هدف فيلمساز از رخنه به اندروني خانه ها و كنكاش در پستوي خاطرات ارائه تصويري زنده و پويا از زندگي سه نسل زنان جامعه ايران است. فيلم با چند برش سنجيده نيروي شگرف و عظمت روحي "قهرمانان" خود را آشكار مي كند، تا شايد گرهي از كلاف سردرگم زندگي زن ايراني گشوده شود.
فراسوي كليشه هاي رايج
فيلم در تصوير زنان شهرنشين ايراني آگاهانه از دو كليشه رايج يا دو برداشت قالبي دوري مي كند.
نخستين ديدگاه به تصوير زن "عامي" ايراني بر مي گردد. "ضعيفه"اي كه در بند سنتها و عادت هاي ديرين زنداني است. موجودي زبون و "توسري خور" كه از دنياي تيره و تار خود هيچ آگاهي روشني ندارد.
[Only Registered Users Can See Links]
نخستين ديدار زن جوان با خانواده در فرودگاه تهران، پس از سالها غربت و دوري از عزيزان، با شور و شوق زيادي همراه است
دومين ديدگاه به برداشتي كليشه اي از "رهايي" مربوط مي شود كه زن ايراني را در هيئتي كلي در چارچوب نظريه ها و برداشت هاي نظري قالب گيري مي كند و لاجرم از نيازها و خواهش هاي او بيگانه مي ماند.
اهميت فيلم مستند "ديوارهاي شهر" يا "تهران خصوصي من" در اين است كه با فاصله گيري از الگوهاي خشك ذهني به خود زندگي رجوع مي كند. تاريخ و نظريه خاموش مي شود تا زنان بي واسطه زبان باز كنند و از دردي، نه تنها پنجاه ساله، بل هزاران ساله سخن بگويند.
فيلم با ارائه چند نمونه زنده نشان مي دهد كه زن ايراني با هر روز زندگي در تقلايي سخت و خستگي ناپذير با سرنوشت خود درگير بوده است. در جامعه مردسالار زير اين سرنوشت پشت خم كرده اما هرگز به آن تسليم نشده است. مردان او را به بند كشيده اما بر روح طغياني او دست نيافته اند. در درازناي سرگذشت رنج آلودش لحظه اي از ياد نبرده كه انساني طبيعي است و بايد حق برابر خود را از جامعه طلب كند.
فيلم نماهاي داخلي را با تعادلي مناسب و شايسته در كنار يا در تقابل با صحنه هاي بيروني زندگي شهري (در نمونه تهران) قرار مي دهد.
بيان مستند
رفتار دوربين به شكل ستايش انگيزي ساده، صميمانه و صبورانه است، به "سوژه" احترام مي گذارد و به تماشاگر اجازه مي دهد كه با گذار از تنش ها و هيجان هاي عاطفي به تصويري عيني (اوبژكتيو) و بي طرفانه برسد. روشن است كه هدف فيلمساز نه تحريك احساسات بلكه درك و شناخت موقعيت هاي زنده بوده است.
نوار صداي فيلم كاستي هايي دارد كه به شفافيت تصاوير آسيب مي زند. روايت هاي زنان در بيشتر موارد گويا و مؤثر و بي نياز از هر توضيحي است، اما با وجود اين گفتار توضيحي فيلم (كه دستكم در نسخه آلماني اصلا شيوا نيست) بي دليل وارد مي شود و به معناي واقعي كلمه، بيان تصويري را مختل مي كند. صداهاي فرعي، اثرات صوتي و به ويژه موسيقي بي هدف فيلم به دقت و صراحت تصاوير، كه وجه برجسته فيلم است، آسيب زده است.
شناسنامه فيلم:
نام فيلم: ديوارهاي شهر – تهران خصوصي من يا خانواده من در تهران
كارگردان: افسر سونيا شفيعي
فيلمنامه: افسر شفيعي و مارتين فراي
دوربين: مارتين فراي
با شركت: زهرا ضيابادي، مه لقا پور اسكندري، افسر شفيعي، سونا شفيعي، شهره شفيعي، سعيد شفيعي و...
كشور سازنده: سويس ۲۰۰۶
پخش بين المللي: مارس ۲۰۰۷